ماریا یوسفزی
ماریا یوسفزی

ماریا یوسفزی

تجاوز بر زنان در زندان های مصر

تجاوز به دختران فلسطینی در زندانهای مصر

جنبش حماس از هتک حرمت دختران فلسطینی در زندان های مصر خبر داد.

به گزارش خبرگزاری خاورمیانه، عزت الرشق، عضو دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) از دولت مصر خواست که درباره تجاوز به دختران فلسطینی در زندان های این کشور توضیح دهد و عاملان را شناساسی و محاکمه کند.

الرشق در صفحه شخصی خود در فیسبوک اعلام کرد: دستگاه های امنیتی مصر با چه عقل و منطقی اعضای خانواده های فلسطینی را که از جنگ سوریه فرار کرده اند، بازداشت می کنند و آیا مسئولان مصری می دانند که دختران فلسطینی در زندان های قاهره و اسکندریه در معرض آزار و اذیت جنسی قرار دارند؟

الرشق نوشت: خانواده های فلسطینی مقیم سوریه از جنگ این کشور خسته شده بودند لذا به مصر پناه آوردند تا از آنجا از طریق دریا به اروپا بروند ولی در مصر با برخورد غیرانسانی و غیرقانونی نیروهای امنیتی مواجه شده اند به طوری که سفر دریایی پُرخطر به اروپا برای آنها بهتر از ماندن در مصر است.

عضو دفتر سیاسی حماس خاطرنشان کرد: گزارش های منتشر شده از منابع سوری و بین المللی حاکی از این واقعیت تلخ است که نیروهای امنیتی مصر دختران فلسطینی آواره را به اتهام تلاش برای خروج غیرقانونی از این کشور بازداشت کرده و در زندان ها به آنها تجاوز می کنند.

الرشق تأکید کرد: درخواست ما از دولت مصر این است که توضیحات لازم را درخصوص این خبر ارائه بدهد و با آزادی همه آوارگان فلسطینی از زندان های خود، عاملان هتک حرمت دختران فلسطینی را شناسایی ، محاکمه و مجازات کند.

لارین می خواهدتمام زندگی خودرا وقف کار درافغانستان کند


داکتر لارین اوت فعال حقوق بشر، از سال ۱۹۹۶ در عرصه‌های حقوق بشر، حقوق زنان و معارف در افغانستان فعالیت می‌کند. لارین اوت از موسسان کمیته همبستگی افغانستان- کانادا بوده و فعلا مسوولیت برنامه‌های زنان کانادا برای زنان افغانستان را به عهده دارد. داکتر لارین در سال ۲۰۱۲ دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه بریتش کلمبیای کانادا گرفته است و در سال۲۰۱۳ مدال الماس ملکه را به‌خاطر خدمت به مردم دریافت کرده است. لارین باشنده شهر برنابی بریتش کلمبیا است، اما بیشتر وقت خود را به فعالیت‌های خود در افغانستان اختصاص داده است. گفتگوی ۸صبح را با لارین در زیر می‌خوانید:

۸صبح: چه چیزی شما را با افغانستان پیوند می‌دهد؟

لارین: در سال ۱۹۹۶ هنگامی که طالبان کابل را گرفتند، من چهارده‌ساله بودم. من به مسایل مربوط به عدالت و حق علاقه داشتم. مادرم این را می‌دانست و هنگامی که مقاله‌ای را در ونکوور سن(روزنامه کانادایی) در مورد طالبان و قوانین نافذه‌شان که به تحدید آزادی زنان انجامیده بود خواند، فکر کرد که این موضوع توجه مرا جلب خواهد کرد. همان بود که مقاله را از روزنامه بُرید و در اتاق من گذاشت. وقتی من از مکتب به خانه آمدم، این مقاله را خواندم و همان بود که دنیای من دگرگون گشت. من به سختی باور می‌کردم آن‌چه را می‌خوانم حقیقت دارد: این‌که دختران از رفتن به مکتب، زنان از کار و حتا از برآمدن از خانه منع شده بودند. من تکان خورده و عصبانی شده بودم. هیچ راهی وجود نداشت که من آن‌چه را خوانده بودم، فراموش کنم. من تصمیم گرفتم کاری انجام دهم، پس فراخوانی عنوانی دولت‌های امریکا و کانادا و نیز سازمان ملل متحد نوشتم و از آن‌ها خواستم تا در این کار دخالت کنند. هم‌چنان این راهی بود که می‌شد کاناداییان را در باره آن‌چه که در افغانستان می‌گذرد، آگاهی داد. از آن زمان، من هیچ‌گاهی از تلاش برای دفاع از حقوق زنان و دختران افغانستان باز نایستاده‌ام.

انسان‌ها در همه‌جا شبیه به هم‌اند. چیزهایی که ما می‌خواهیم همه شبیه به هم‌اند: غذا، مسکن، صحت خوب و خوشبختی. ما دولتی می‌خواهیم که از ما حمایت کند و به‌خاطر ارایه خدمات ابتدایی رشوه نگیرد. ما می‌خواهیم بدون ترس زندگی کنیم. ما می‌خواهیم کودکان خود را دوست داشته و آنان را به خوبی پرورش بدهیم تا انسان‌های خوبی بار آیند. ما آرزوها و رویاها داریم. ما می‌خواهیم در آرامش و سربلندی زندگی کنیم.

 

8صبح: چه پروژه‌هایی در افغانستان دارید؟
لارین: کار و فعالیت من روی حقوق بشر و آموزش استوار است. وقت خود را به دو حصه تقسیم کرده‌ام: من به‌صورت نیمه‌وقت به‌حیث مسوول اجرایی سازمان زنان کانادا برای زنان افغانستان کار می‌کنم که یک سازمان خیریه است و در سال ۱۹۹۶ تاسیس گردیده است. من در سال ۱۹۹۸ به‌حیث رضاکار به این سازمان پیوستم و در سال ۱۹۹۹ یک شعبه آن را در شهر ونکوور و در سال ۲۰۰۱ شعبه دیگر آن را در شهر مونتریال اساس گذاشتم. در سال ۲۰۰۳ عضو هیات‌مدیره و در سال ۲۰۰۸ به‌حیث عضو آن پذیرفته شدم. حال، نیم دیگر وقت خود را به مشوره‌دهی و رهنمایی سازمان‌های خیریه دیگری چون یونیسف، بنیاد نایک Nike foundation، بنیاد بین‌المللی برای انکشاف زراعتی، حقوق جهانی و غیره می‌گذرانم.
در مورد کارهایی که سازمان زنان کانادا برای زنان افغانستان انجام می‌دهد، باید بگویم که همه پروژه‌های ما روی آموزش یعنی تعلیم و تربیه متمرکز است. ما پروژه آموزش معلمین را زیر نام «فانوس» به پیش می‌بریم. به کمک این پروگرام تا به حال بیش از ۴۰۰۰ معلم را در ولایات لغمان، پروان، پنجشیر و کابل تحت آموزش قرار داده‌ایم. ما هم‌چنان صنوف سوادآموزی و برنامه کتابخانه‌های اجتماعی داریم. برنامه کتابخانه‌های اجتماعی که «افغانستان لولی» نام دارد، زمینه دسترسی مردم را به کتاب، به‌ویژه در مناطق روستایی فراهم می‌سازد. هم‌چنان ما تلاش می‌کنیم تا هر چه ممکن است مکاتب بیشتری را با لابراتوارهای ساینسی و کتابخانه‌ها مجهز کنیم. برای تجهیز هر مکتب ۲۵۰۰ دالر ضرورت است. تا به امروز توانسته‌ایم در حدود ۱۵۰ مکتب را تجهیز کنیم که این رقم تا آخر ماه سپتامبر به ۲۰۰ مکتب خواهد رسید.

ما دو مکتب محلی برای کودکان فقیر را نیز حمایت می‌کنیم که یکی آن در ولایت فاریاب و دیگر آن در کابل موقعیت دارد. کاری که من همین حالا به آن مشغولم، کار برای انکشاف لابراتوار آنلاین برای معلمین افغانستان است. این پروژه «کتابخانه درخت دانش برای مدرسین» نام دارد. ما در حدود ۱۰۰۰ منبع آموزشی برای معلمین در این کتابخانه گرد آورده‌ایم و هدف ما این است که همه این مآخذ و منابع به زبان‌های دری، پشتو و انگلیسی در دسترس معلمین قرار گیرد. روی این منظور ما با تعدادی رضاکار که مواد مختلف مثل نصاب‌های درسی بیولوژی را برای معلمین ترجمه کنند، ضرورت داریم.

۸صبح: در کارهای‌تان در افغانستان با چه چالش‌هایی مواجه استید؟

لارین: جمع‌آوری اعانه همواره مشکل‌ساز است. ما اهداف و برنامه‌های زیادی داریم، اما برای تحقق آن‌ها به پول نیاز است. برای رفع این مشکل ما به کارهای تجاری کوچک در کابل دست یازیدیم تا نیازهای مالی خود را مرفوع سازیم. ما مهمان‌خانه‌ای برای گردشگران در کابل تاسیس کردیم، جا برای تدویر کنفرانس‌ها و میتینگ‌ها و نیز دفتر برای سایر انجوها به کرایه می‌دهیم. هم‌چنان برای خدمات ترینینگ که برای سایر موسسات انجام می‌دهیم، پول می‌گیریم. مثلا IRD که یک انجو بین‌المللی است، از ما خواست تا ترینینگی را در مورد حقوق زنان در ولایت نیمروز به پیش ببریم. به این ترتیب به عوض صرف اتکا به اعانه‌دهندگان، ما خود به کسب درآمد می‌پردازیم.
در یکی دو جا با مخالفت در مورد ترینینگ معلمین زن مواجه شدیم. در این‌گونه موارد مجبور هستیم در کارهای خود تغییراتی به‌وجود بیاوریم مثل جدا ساختن معلمین زن و مرد برای تدریس. اما در کُل، کار ما مورد استقبال قرار می‌گیرد و مواردی بود ه که از طرف رهبران محلی برای ارایه ترینینگ دعوت شده‌ایم، به‌ویژه برای ترینینگ معلمین. بسیاری از ولسوالی‌ها علاقه‌مند هستند تا معلمین‌شان را آموزش بدهیم.
مثل همه انجوهای دیگر، ما نیز با فساد اداری و بی‌کفایتی در ادارات دولتی مواجه استیم. در سازمان زنان کانادا برای زنان افغانستان، ما با فساد سازش نمی‌کنیم. ما به سختی تلاش کردیم تا موسسه‌ای به اساس شفافیت و حساب‌دهی بنا نهیم و من به این افتخار می‌کنم.

دوزن دکاندار درمیمینه


میمنه، مرکز ولایت فاریاب، شهر کوچکی است با مردم خون‌گرم و مذهبی. این شهر یک شهر مردانه است و کم‌تر زنی در خیابان‌های آن دیده می‌شود.
زنان در این شهر اکثرا در خانه‌ها می‌باشند و یا هم به قالین‌بافی مشغول هستند؛ اگر زنی هم در شهر دیده شود، با جامه‌های سنتی ازبیکی و برقع سفید دیده می‌شود.
در این شهر اما زنان هم زندگی، و کار می‌کنند و تنها نان‌آور خانواده خود می‌باشند. اگرچه این زنان از سوی جامعه به دیده شک و تردید دیده می‌شوند، ولی آنان به این باوراند که روزی می‌توانند این سنت‌ها را شکستانده و فضا را برای حضور زنان در جامعه به‌شدت مردانه این شهر باز کنند.
در شهر میمنه دو زن دکانداری می‌کنند و هر دو هم‌سن‌وسال و یار و یاور یک‌دیگر‌اند.
یکی از آن دو حاضر به گفتگو نمی‌شود، ولی دیگرش خود را میل خال معرفی می‌کند و می‌گوید که بیش از شصت سال دارد.
میل خال، زنی است به‌شدت اجتماعی و با آن‌که روزگار فرسوده‌اش کرده است ولی همیشه می‌خندد و خوش است.
او با آن‌که نه شوهر دارد و نه فرزند، اما دختری را به فرزندی گرفته است و با او روزگار می‌گذراند و برای او کار می‌کند تا خرج تحصیلش را فراهم کند.
او با خوشحالی از این‌که با این گفتگو مشهور خواهد شد و خریداران بیشتری به دکانش مراجعه خواهد کرد، می‌گوید: «در تمام شهر میمنه تنها دو نفر زن دکاندار است و ما فقط صنایع دستی زنان را به‌فروش می‌رسانیم.»
از او در مورد برخورد مردم پرسیدم، با کمی خنده گفت: «برای مردم خیلی جالب است که زنان دکانداری می‌کنند بعضی‌ها خوش می‌شوند، ولی بعضی‌ها تعجب می‌کنند و می‌گویند وای زنان را ببین که کار می‌کنند.»
او با خنده‌ای که از روی تلخی روزگار است می‌گوید: «بعضی‌ها کم‌عقل استند و به ما می‌گویند که شما زن استید!؟ من با خنده برای‌شان می‌گویم بیایید ببینید که ما زن استیم یا چیز دیگر.»
میل خال، از این‌که برای زنان کار می‌کند و برخی از زنان و دختران می‌توانند از دکان او با خاطر آرام خرید کنند، خوش است و می‌گوید: «برای زن‌ها خیلی جالب است و زمانی‌که به دکان ما می‌آیند احساس آرامش می‌کنند و با خیال راحت خرید کرده می‌روند. آنان می‌گویند کاش که زنان زیادی دکانداری کنند.»
از میل خال در مورد خانواده و شوهرش پرسیدم که با تلخی گفت: «اولاد ندارم و شوهرم را طالبان به قدری لت‌وکوب کردند که فشارش رفت بالا و گنگ شد و چهار سال مریض در خانه خوابید و بعدش مرد.»
میل خال از زمان طالبان هیچ دل خوشی ندارد و از آن روزگار به تلخی یاد می‌کند: «طالبان شوهرم را زدند که تو قوماندان استی و باید سلاح‌هایت را تحویل بدهی و او مریض شد و چهار سال تمام تداوی‌اش کردم، ولی خوب نشد و تمام مال خانه‌ام هم در مریضی او رفت تا که مرد.»
میل خال گفت: «هیچ اولاد ندارم و تنها یک دختر را فرزندی گرفته‌ام و با او زندگی می‌کنم؛ دخترم صنف دوم فاکولته است و من باید خرج فاکولته‌اش را بدهم.»
او در مورد دکانش و این‌که کالاهای دکان از کجا است می‌گوید: «تمام چیزهایی که ما می‌فروشیم، کار زن‌ها است و از ولسوالی‌های المار، قیصار، پشتونکوت و امام‌صاحب برای ما می‌آید.»
او افزود: «لباس، شال، گلیم، لباس‌های طفلانه و یخن‌دوزی را می‌فروشیم و کار ما خوب است.»
میل خال از دولت و مقام‎های محلی فاریاب به‌ویژه از ریاست امور زنان این ولایت شاکی است و می‌گوید که هیچ کس خبر آنان را نگرفته است.
او گفت: «دولت هیچ‌گونه کمکی برای ما نکرده است و حتا رییس امور زنان به دکان ما نیامده است که کار ما را ببیند چی رسد به کمک.»
او ادامه داد: «اگر دولت برای دیگران و در جاهای دیگر کمک هم کرده باشد، من خبر ندارم، ولی برای ما و زنانی مثل ما هیچ کمکی نکرده است ما فقط می‌خواهیم که دولت برای ما زمینه‌ی کاری خوب را فراهم کند.»
دختر فرزندی میل خال، طاهره نام دارد و دانشجوی دانشگاه فاریاب است. او از این‌که مادری به مهربانی میل خال دارد خیلی خوش است.
طاهره می‌گوید: «مادرم از یک مادر اصلی هم زیادتر مرا دوست دارد و همیشه می‌گوید که درس بخوان و در آینده یک چیزی باش او خوش دارد که من خودم کار کنم و محتاج کسی نباشم.»
طاهره افزود: «عاید مادرم اگرچه کم است و ماهانه ۵۰۰۰ افغانی می‌شود، ولی برای ما کافی است و همین که گدایی نمی‌کنیم خوش استیم.»
طاهره آرزو دارد که پس از ختم تحصیل معلم شود و در کنار مادرش زندگی کند.
آخرین آرزوی میل خال، اما این است که تمام جوانان به آرزوی خود برسند و او باایمان از دنیا برود.

تجاوز و خشونت...........در سوریه

گزارش یک گروه حقوق بشری خاطرنشان می‌کند که زنان در سوریه به طور فزاینده‌ای هدف آزار و اذیت و شکنجه نیروهای دولتی و شورشیان قرار می‌گیرند.

در کلیکگزارششبکه حقوق بشر یورو مدیترینین (EMHRN) آمده است که از زمان آغاز درگیری‌ها در سوریه در ماه مارس ۲۰۱۱، شش هزار زن مورد تجاوز قرار گرفته‌اند.

سخنگوی این گروه حقوق بشری گفته است که این زنان از نظر اجتماعی بی‌آبرو شده و در اغلب مواقع مجبور به فرار از خانه و کاشانه خود شده‌اند.

این گزارش خاطرنشان می‌کند که زنان هدف تک تیراندازان قرار می‌گیرند و به همراه فرزندانشان به عنوان سپر انسانی استفاده می شوند.

این گزارش خاطرنشان می‌کند که زنان سوریه اغلب هدف بازداشت‌های خودسرانه قرار گرفته و پس از ربوده شدن در مراکز دولتی تحت انواع شکنجه قرار می‌گیرند.

این گزارش می‌گوید که زنان سوری به دلیل روابط خود با مخالفان یا وابستگان دولت، مورد استفاده قرار می‌گیرند.

گزارش شبکه حقوق بشر یورو مدیترینین خاطرنشان می‌کند که ربودن زنان به یک استراتژی برای تبادل زندانیان و یا انتقام‌گیری تبدیل شده است.

همچنین تجاوز و تجاوز دسته‌جمعی به زنان سوری باعث شده که این زنان منزوی شوند.

چنین اقداماتی منجر به انزوای اجتماعی آنها در اجتماع شده که در نهایت باعث می‌شود این زنان از خانه و زندگی خود فرار کنند.

از زمان شروع ناآرامی‌ها در سوریه، بیش از یکصد هزار نفر کشته شده‌اند. بیش از دو میلیون نفر از مردم سوریه نیز به دلیل خشونت‌ها از کشور فرار کرده‌اند

تیر باران دختر وبچه که در بغلان صورت گرفته...


مقام های محلی در ولایت بغلان در شمال کشور می گویند که یک دختر و پسر با فیصله بزرگان قومی در این ولایت تیر باران شدند.

مقام های محلی در ولایت بغلان در شمال کشور می گویند که یک دختر و پسر با فیصله بزرگان قومی در این ولایت تیر باران شدند. مقام های محلی در ولایت بغلان در شمال کشور می گویند که یک دختر و پسر با فیصله بزرگان قومی در این ولایت تیر باران شدند.
خدیجه یقین، رییس امور زنان ولایت بغلان به خبرگزاری بخدی گفت: "روز گذشته (یکشنبه) یک دختر و پسر جوان به نام های نعیمه و صفی الله، به اتهام داشتن روابط نامشروع با فیصله بزرگان قوم تیرباران شدند."
خانم یقین می گوید که این دختر و پسر که نعیمه و صفی الله نام داشتند، در منطقه موسوم به احمد زی از مربوطات شهر پلخمری مرکز ولایت بغلان تیر باران شدند.
اصل ماجرا
خدیجه یقین، رییس امور زنان ولایت بغلان می گوید که نعیمه و صفی الله، روز شنبه گذشته، به قصد ازدواج با یکدیگر از خانه کرده بودند که از سوی پولیس محلی دستگیر شدند.
رییس امور زنان ولایت بغلان تاکید کرد که بزرگان قوم بعد از دستگیری این دختر و پسر مانع اقدام پولیس محلی در این زمینه شدند.
به گفته خانم یقین، بزرگان قومی وعده حل و فصل مسالمت آمیز قضیه را به پولیس محلی داده بودند اما به گفته رییس امور زنان بغلان، این بزرگان به وعده شان عمل نکرده و فیصله کردند که این دو جوان تیرباران شوند.
گفته شده که این برای نخستین بار است که بزرگان قومی فیصله می کنند که یک دختر و پسر در ولایت بغلان تیرباران شوند.
بغلان درشمال کشور از ولایت های نسبتا ناامن به شمارمی رود که در بیشتر ولسوالی های این ولایت بزرگان قومی نسبت به دولت صلاحیت بیشتر دارند.