فرهاد دریا لقب سفیرصلح از سوى یک نهاد بین المللى مربوط به اطفال راکسب نمود،و خواستار تغییر در زندگى اطفال به خصوص اطفال محکوم شد.
فرهاددریا هنرمند پرآوازه گفت که امروز یکى از روز هاى خوش براى وى است که قراراست به حیث سفیر صلح براى شهروندان کوچک خود (اطفال) کار کند.
وى درحالیکه اشک درچشمانش حلقه زده بود، گفت: "دربیش ازسه دهه افغانستان باروت خورد و باروت قى کرد، بانهایت صمییت سوگندمیخورم که دیگرازصداى انفجار، خشونت هادربرابر یکدیگر، از پناهندگى هاى فرساینده وغرق شدن کودکان کوچک درآبهاى کلان وشور، ازاحتیاج پُشت دروازه سفارت خانه ها، ازدست طلب حکومت بسوى قدرت ها، اعانه خواستن ها، ازدشمنى هامیان حکومت ومردم، ازدروغ و ریاى بزرگان، ازمحکمه هاى صحرایى و سنگسارهاخسته شدیم و پیر شدیم."
سفیر صلح پرسید که چراوقتى هزاران جوان و کودک باازدست دادن تمام داروندار وگریزاز دهن هزاران نهنگ گرسنه ودزدان صحرایى، نیمه جان خود راتا اروپا میرسانند، رهبران درشرق وغرب پُشت دروازه هاى بسته تصمیم برگشت ظالمانه آنها را میگیرند؟
دریا افزود که چرا براى هزینه جنگهاى فرمایشى وکشتار، میلیارد ها دالر به افغانستان سرازیرمیشود؛ درحالیکه براى نجات هزاران جوان از بى سرنوشتى، پناهندگى هاى مرگباروپیوستن به صفوف مخالفان مسلح کسى پول نمیدهد، جیب هاى شان غار است؟
این آوازخوان شهیر گفت که ازآن میلیونها دالرى که مردم ازخون اولاد خود براى مردم وردوج بدخشان بخشیدند، چه گپ است؟ آیا از درس سقوط و تاراج کندز کسى آگاه شد؟ آیا هیئت هاى حقیقت یاب به جاى حقیقت، خودرا گم نکردند؟ چرا مردم اینقدر قسى القلب شدندکه در مرگ ٥٠ طالب، پایکوبى میکنند وسر بریده ٢٠ سرباز راجشن میگیرند؟
سفیر صلح علاوه نم.ود که وقتى زندگى در جامعه فرسایشى میشود، قیمتش را باید کودکان بپردازند.دریا افزود که اینبار تصمیم گرفته که بار دیگر موسسات کار را درعرصۀ کمک به اطفال آغاز کند.